شنگول العلما

تفکر و خواندن روایات در مورد آن صفت: مثلا کینه
امام على علیه السلام :
رأسُ العُیوبِ الحِقْدُ .
کینه توزى، سرآمد همه عیبهاست .


اولین کار اینه که مقابل حرف نیش دار یا انتقاد یا ازار و اذیت بتونیم عقل رو فعال کنیم.
تغییر حالت بدیم وضو بگیریم ذکر بگیریم صلوات، نفس عمیق، سجده، نشستن، ترک محل و .... این گرفتن ضرب اول است. و در ایه قران امده سجده برای گرفتن ضرب اول خوبه:
سوره حجر
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ(٩٧)
ما مى دانیم که تو از آنچه [مشرکان] مى گویند، دلتنگ مى شوى

سوره حجر
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُن مِّنَ ٱلسَّـٰجِدِینَ(٩٨)
پس [براى دفع دلتنگى] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوى و از سجده کنان باش.


حالا ضرب اول طرف مقابل رو‌ چطوری بگیریم:
باید کاری کنیم او هم بیاد به قوه عقل و از قوای شهوت و غضب و وهم که در ان هست فاصله بگیره. و عدالتش فعال بشه.
یک: راه توضیح خواستن است.

امام حسن (ع) اولین جمله اش به فرد فحاش این نیست که مثل اینکه گشنه ات هست!
اولین جمله اینه مثل اینکه غریب هستی.

حالا اون هم می گه اری. شاید هم مثلا گفته از فلان شهرم. این یعنی توضیح خواستن.

در کتاب وفیات الاعیان داستان مشهوری وارد شده که مردی از اهل شام به مدینه آمد و شخصی را دید که بر استری زیبا و لباسی زیباتر در حرکت است، از مردم پرسید این شخص کیست؟ گفتند حسن بن علی بن ابی‌طالب است، آن‌گاه مرد شامی می‌گوید سینه‌ام پر از کینه و نفرت به علی بن ابی‌طالب شد که هم‌چون پسری باید داشته باشد، لذا نزد امام حسن (علیه‌السلام) رفته و به او گفتم تو پسر علی بن ابی‌طالب هستی؟ فرمود: من پسر او هستم و من بلافاصله شروع به لعن و نفرین و دشنام دادن به او و پدرش کردم و چون سخن من تمام شد، آن حضرت رو به من کرد و فرمود: «به گمانم تو غریب این شهر هستی؟ گفتم: آری! بعد فرمود: اگر نیازمند خانه و منزل هستی به تو منزل می‌دهیم و اگر نیاز به مال داری به تو خواهیم داد و اگر نیاز دیگری داری کمک خواهیم کرد.» مرد شامی می‌گوید: من از نزد او کناره گرفتم، در حالی‌که احدی در روی زمین نزد من از او محبوب‌تر نبود.
وفیات الاعیان، ابن خلکان، ج2 ص67 و 68.
مقاله: «فضائل اخلاقی امام حسن (ع) در کتب اهل سنت»

اولین جمله ما این باشه یه مقدار توضیح بده ببینیم دقیقا چی شده؟
مثلا نوجوان می اد می گه فلانی ما رو زد
خب برای چی؟ توضیح که می ده ضرب اول گرفته میشه چون فکر می ره طرف چیدمان کلمات.
فکر از حالت غضب منحرف می شه به سمت توضیح دادن.


ضرب دوم به فعال کردن عقل به جای فعال کردن شهوت و غضب و وهم.
حالا برای فعال کردن عقل و غلبه بر قوای دیگه چی کار کنیم:

نگاه عابدانه:
تفکر در سجده یا عبادت کردن برای گرفتن ضرب دوم.
ادامه ایات بالا در مورد سجده
سوره حجر
وَٱعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ ٱلْیَقِینُ(٩٩)
و دایم به پرستش خداى خود مشغول باش تا یقین (ساعت مرگ و هنگام لقاى ما) بر تو فرا رسد


نگاه متفکرانه: شاید انتقادش درست باشه. تفکر در انتقاد یا حرف نیش دار. و پیدا کردن درمان برای خود.

الإمامُ الباقرُ علیه السلام ـ لجابرِ بنِ یزیدَ الجُعفیِّ ـ : إن مُدِحتَ فلا تَفرَحْ ، و إن ذُمِمتَ فلا تَجزَعْ و فَکِّرْ فیما قیلَ فیکَ ، فإن عَرَفتَ مِن نَفسِکَ ما قیلَ فیکَ فَسُقوطُکَ مِن عَینِ اللّه ِ جَلَّ و عَزَّ عِندَ غَضَبِکَ مِنَ الحَقِّ أعظَمُ علَیکَ مُصیبَةً مِمّا خِفتَ مِن سُقوطِکَ مِن أعیُنِ النّاسِ ، و إن کُنتَ على خِلافِ ما قیلَ فیکَ فثَوابٌ اکتَسبتَهُ مِن غَیرِ أن یَتعَبَ بَدَنُکَ
و اعلَمْ بأنّکَ لا تکونُ لنا وَلِیّا حتّى لَوِ اجتَمعَ علَیکَ أهلُ مِصرِکَ و قالوا : إنّکَ رجُلُ سَوءٍ لَم یَحزُنْکَ ذلکَ ، و لَو قالوا : إنّکَ رجُلٌ صالِحٌ لَم یَسُرَّکَ ذلکَ ، و لکنِ اعرِضْ نَفسَکَ على کِتابِ اللّه ِ ؛ فإن کنتَ سالِکا سَبیلَهُ ، زاهِدا فی تَزهِیدِهِ ، راغِبا فی تَرغیبِهِ، خائفا مِن تَخویفِهِ ، فاثبُتْ و أبشِرْ ، فإنّهُ لا یَضُرُّکَ ما قیلَ فیکَ ، و إن کنتَ مُبائنا للقُرآنِ فما ذا الّذی یَغُرُّکَ مِن نَفسِکَ ؟ !

امام باقر علیه السلام ـ به جابر بن یزید جعفى ـ فرمود : اگر ستایش شدى، شاد مشو و اگر نکوهش شدى، بیتابى مکن و پیرامون آنچه درباره تو گفته شده است بیندیش. اگر دیدى که آنچه گفته اند در تو هست، مصیبت افتادن از چشم خداوند عزّ و جلّ، به سبب خشمناک شدنت از حقیقت، بزرگتر از مصیبت افتادنت از چشم مردم است که از آن مى ترسى و اگر خلاف آن چیزى باشى که گفته اند، این خود ثوابى است که بى رنج به دست آورده اى
و بدان که تو دوست [و پیرو ]ما نیستى مگر آن گاه که اگر همه همشهریانت بر ضد تو همداستان شوند و بگویند: تو مرد بدى هستى، این سخن تو را اندوهگین نسازد و اگر بگویند: تو مرد خوبى هستى، این سخن شادمانت نگرداند. بلکه خودت را با قرآن بسنج، اگر پوینده راه آن بودى و به آنچه به بى اعتنایى بدان فراخوانده است بى اعتنا و به آنچه بدان ترغیب کرده است راغب بودى، پس پایدارى کن و خوش باش؛ زیرا که آنچه درباره تو گفته شده به تو زیانى نرساند و اما اگر از قرآن جدا بودى، چرا باید فریب نفست را بخورى.

نگاه خود را کسی ندانستن:
حاج آقا دولابی با همان لحن فشنگ می فرمودند: لُپ اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان .

در دو کلمه مرنج و مرنجان دریایی از معانی و معرفت نهفته است.

آقای آخوند از آقای نخودکی اصفهانی خواستند که او را موعظه کند. آقای نخودکی فرمودند: مرنج و مرنجان
آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی ؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم. مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور نباید برنجم؟
آقای نخودکی فرمودند: علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی.
مثلا راننده با قفل فرمان آمده می گه مثل اینکه رانندگی بلد نیستی باید بشینی پشت فرقون.
جواب: اره من به اندازه کافی وارد نیستم. طرف از خودش وا می ره. همان جا تمام می شه.
حالا جواب خودت بلد نیستی می ره فاز دو: قفل فرمان. دعوا فحش کتک و .....

آری، اگر ما خود را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم. و در برابر خداوند خودمان را هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نخواهیم شد.


چقدر تفاوتست میان شاعری که سروده "مرنجان دلم که این مرغ وحشی - ز بامی که برخاست مشکل نشیند" و خواجه شیراز؟

لسان الغیب زیبا سروده که :
جفا کشیم و ملامت خوریم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن

صحبت کردن همراه با گرفتن دست: واقعا لمس چیز عجیبیه. مثلا دو نفر که دیگه از هم واقعا بدشون می اد. بنشینن با هم صحبت کنن و فقط یک کار انجام بدن، مثلا یکی هوشمندانه دست رو بذاره روی پای طرف مقابل یا روی دست یا روی شونه. بالاخره اتصال برقرار بشه. خود این اصلا معجزه می کنه. چرا؟ به دلیل روایات مصافحه.
موثرترین مدل، دست روی دست هست. مثلا با برادرت اختلاف داری دستش رو بگیر بگو ببین من می خوام یه چیزی بگم و ....

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

تَصافَحُوا؛ فإنَّ التَّصافُحَ یُذهِبُ السَّخیمَةَ .
با یکدیگر دست دهید ؛ زیرا دست دادن کینه و کدورت را از بین مى برد .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

تَصافَحُوا؛ فإنّهُ یَذهَبُ بِالغِلِّ .
با یکدیگر دست دهید که این کار کینه را مى برد .

نقش دست دادن در ریزش گناهان
امام على علیه السلام :

إذا لَقِیتُم إخوانَکُم فَتَصافَحُوا و أظهِرُوا لَهُمُ البَشاشَةَ و البِشرَ، تَتَفَرَّقُوا و ما علَیکُم مِن الأوزارِ قد ذَهَبَ .
هرگاه به برادران خود برخوردید ، با یکدیگر دست دهید و از خود شادى و خوشرویى نشان دهید ، از هم که جدا شدید هرچه گناه داشته اید از بین رفته است .

امام باقر علیه السلام :

إنّ المؤمنَ إذا صافَحَ المؤمنَ تَفَرَّقا مِن غَیرِ ذَنبٍ .
هرگاه مؤمن با مؤمن دست دهد ، در حالى از یکدیگر جدا شوند که گناهانشان پاک شده باشد .

نگاه بخشش: گفتن این جمله با خود: اگر این عیب در من هست خدایا من رو ببخش اگر در من نیست خدایا اون رو ببخش.
این قسمت زیر ترجمه ای از حدیث عنوان بصری است:

اما آن سه خصلت که در بردباری است:

اول اینکه، اگر کسی به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا می شنوی، بگو: اگر ده تا هم بگویی یکی نمی شنوی، دوم اینکه، اگر کسی دشنامت داد بگو: اگر تو راست می گویی از خدا می خواهم که مرا ببخشد، و اگر دروغ می گویی از خدا می خواهم که تو را ببخشد، سوم اینکه: اگر کسی تو را تهدید به ستم نمود، تو او را اندرز ده و برایش دعا کن.

نگاه بردارنه: همه رو برادر و خواهر دیدن.

سوره حجرات
إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةࣱ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَ أَخَوَیْکُمْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(١٠)
جز این نیست که همۀ مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراین [در همۀ نزاع ها و اختلافات] میان برادرانتان صلح و آشتى برقرار کنید، و از خدا پروا نمایید که مورد رحمت قرار گیرید
این هم برادر منه. برادرم چیزی بگه به دل نمی گیرم. برادرمه دیگه هم خون دینی هستیم. حجابش درست نیست خواهرمه دیگه. هم‌می سوزم هم کمکش می کنم.

نگاه عقلانی: اما کسانی هستند دایما نیش می زنن اینا رو چی کار کنیم: پذیرش اینکه عقلش کمه. عقل طبق حدیث جنود عقل و جهل هفتاد پنج سپاه داره و جهل هم هفتاد پنج سپاه داره.
الْجُنْدَ الْخَیْرُ وَ هُوَ وَزِیرُ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ ضِدَّهُ الشَّرَّ وَ هُوَ وَزِیرُ الْجَهْلِ
وَ الْإِیمَانُ وَ ضِدَّهُ الْکُفْرَ
وَ التَّصْدِیقُ وَ ضِدَّهُ الْجُحُودَ
وَ الرَّجَاءُ وَ ضِدَّهُ الْقُنُوطَ
وَ الْعَدْلُ وَ ضِدَّهُ الْجَوْرَ و .... تا هفتاد و‌پنج
بالاخره یکی که هی دنبال پوله ما رو به زحمت می اندازه و هی غر می زنه و از افراد نزدیکمونه و نمی شه ازش جدا بشیم. این عقلش کمه. و گرفتار صفت حرص شده.

السکوت علی الاحمق افضل من جوابه. این ادم عقلش کمه. هوشش خوبه ولی عقلش که هفتاد و پنج سپاه داره کمه.

نگاه مرتبه ایمان: ایمان هفت مرحله در بعضی روایات ده مرحله و .... داره این مرتبه اش اینه.
عنه علیه السلام :إنّ اللّه َ عزّ و جلّ وَضعَ الإیمانَ على سَبْعةِ أسْهُمٍ : على البِرِّ و الصِّدقِ و الیقینِ و الرِّضا و الوَفاءِ و العِلمِ و الحِلمِ .[الکافی : 2 / 42 / 1 ، انظر تمام الحدیث .]

امام صادق علیه السلام :خداوند عزّ و جلّ ایمان را به هفت بخش تقسیم کرده است: نیکوکارى، راستگویى، یقین، خشنودى، وفادارى، دانش و بردبارى

روایت دوم:
امام صادق علیه السلام :ایمان ، مانند نردبانى است که ده پله دارد و پله هاى آن یکى پس از دیگرى پیموده مى شود. پس کسى که در پله دوم است نباید به آن که در پله اول است بگوید تو چیزى نیستى، تا برسد به آن که در پله دهم است (او هم نباید به پایین تر خود چنین سخنى بگوید). آن را که در پله پایینتر از تو قرار دارد نینداز که بالاتر از تو نیز تو را مى اندازد. اگر دیدى کسى یک پله از تو پایینتر است با مهربانى و ملایمت او را به طرف خود بالا کشان و فراتر از توانش بارى به دوش او مگذار که او را مى شکنى. و هر کس مؤمنى را بشکند باید شکستگى او را جبران کند.

امام على علیه السلام :
احْتَمِلْ أخاکَ على ما فیهِ ، و لا تُکْثِرِ العِتابَ ؛ فإنّهُ یُورِثُ الضَّغینَةَ .
برادرت را با همان خصوصیاتى که دارد تحمّل کن و زیاد سرزنش نکن ؛ زیرا این کار کینه مى آورد .


نگاه رحمت: کسی که گناه می کنه مثل اینکه داره اشغال می خوره. یکی اشغال می خوره چه حسی داریم. بیچاره یه کمکی بهش کنیم. از این اشغال گناه رها بشه


اذیت او کفاره گناهان ما:
نقل است یکی از عرفای به نام، از خانه به مسجد می‌رفت. در بین راه خانمی از پشت‌بام، خاکستر منقل را به کوچه ریخت،‌ غافل از این‌که عارف درحال عبور است. فردی که همراهش بود، مشاهده کرد که عارف می‌خندد. گفت: او خاکستر بر سر شما ریخته است و شما می‌خندی؟
عارف گفت: این سر و صورتی که من می‌شناسم، سزاوار آتش است، به خاکستری اکتفا کرده‌اند، شاکرم خدا را.

عَنْهُ قَالَ : لَوْ یَعْلَمُ اَلْمُؤْمِنُ مَا لَهُ فِی اَلْمَصَائِبِ مِنَ اَلْأَجْرِ لَتَمَنَّی أَنْ یُقْرَضَ بالمقارض بِالْمَقَارِیضِ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:اگر مؤمن مى دانست که چه پاداشى در مقابل صبر بر مصیبتها نصیبش مى شود،همواره آرزو مى کرد که با قیچى بدنش تکه تکه شود.
مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 623


نگاه ریاضتی: این برای ریاضت من افریده شده‌ . هی به من گیر بده من صبر کنم به مقام صابران برسم.

نگاه بهتر نبودن: ممکنه در من عیبی باشه مثلا همین کینه یا خسیسی یا ... که در او نباشه. و نزد خداوند او بالاتر باشه
ممکنه هم یهویی در من عیبی جدید پیدا بشه و در او حسنی جدید و توبه زیبا و او عاقبت بخیر شود و من عاقبت به شر.

نگاه مومنانه:
امام صادق علیه السلام :
حِقدُ المؤمنِ مَقامُهُ ، ثُمَّ یُفارِقُ أخاهُ فلا یَجِدُ علَیهِ شَیئا ، و حِقْدُ الکافِرِ دَهْرُهُ .
کینه مؤمن یک لحظه است و زمانى که از برادر خود جدا شد، در دل خود کینه اى نسبت به او نگه نمى دارد ؛ اما کینه کافر مادام العمر است.
مثل بچه ها زودفراموش کن. دنیا ارزش کینه داشتن نداره:
امام على علیه السلام :
الدُّنیا أصْغَرُ و أحْقَرُ و أنْزرُ مِن أنْ تُطاعَ فیها الأحْقادُ .
دنیا کوچکتر و حقیرتر و ناچیزتر از آن است که در آن از کینه ها پیروى شود

نگاه حسن ظن:
رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : اُطلُبْ لأِخِیکَ عُذرا، فَإنْ لَم تَجِدْ لَهُ عُذرا فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا .[بحار الأنوار : 75/197/15.]
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : براى گفتار و کردارى که از برادرت سر مى زند ، عذرى بجوى و اگر نیافتى ، عذرى بتراش

نگاه شطرنجی: توی شطرنج پیش بینی می کنی اون می خواد چی کار کنه ما حرکت درست انجام می دیم. حالا پیش بینی کن اگر بهش بگی الف جوابش چیه؟ همون (ب) قبلی. پس نگو. وقتی جز ب حرفی برای گفتن نداره و به یک نتیجه ختم می شه نگو.

نگاه خود ازاری: الان من کینه دارم به اون صدمه می رسه یا من؟ من. در سینه ی پر کینه اسرار نمی گنجد.


نگاه مرگ از جهت فنا: همه رو باید بگذاریم بریم در چند متر قبر. به فکر جسم برزخیت باش.

نگاه معنوی برتر: اهداف معنوی مهم تری دارم تا به این چیزها خودم رو مشغول کنم من باید به لقای الله برسم. اله من اوست واله و شیدای اویم لا اله الا الله.

نگاه خدایی: همان طور که خدا با ما برخورد می کنه ما هم برخورد کنیم. سخت بگیریم سخت می گیرند. و خدا که سخت بگیرد واقعا سخت است.

ذکر و ایه و حدیث خودت را پیدا کن و با خود تکرار کن:
گاهی کسی کمکت نمی کنه که برسی به ایاک نستعین

گاهی هر کاری می کنی ازت تشکر نمی کنن و نمی بیننت که برسی به:

سوره انسان
......لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَآءࣰ وَلَا شُکُورًا(٩).... انتظار هیچ پاداش و سپاسى را از شما نداریم

گاهی هی باید بر رنج صبر کنی که برسی به معیت خاصه مع الصابرین
یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱسْتَعِینُواْ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِینَ(١٥٣)
اى کسانى که ایمان آورده اید! از صبر و نماز [در همۀ امور زندگى] یارى جویید؛ زیرا خدا با صابران است.

گاهی باید سرزنش تحمل کنی که برسی به: ....وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمࣲۚ...

ببین این رنج و راهی که پیش امده برای چیست

برای رفتن به مرحله بالاتر ایه ای که قرار است به ان برسی پیدا کن.

مربی تو ربی الاعلی است هر چه پیش می اید برای بالا رفتن توست.

الإمامُ الباقرُ علیه السلام : إنّی لأَصبِرُ مِن غُلامی هذا و مِن أهلی ، عَلى ما هُوَ أمَرُّ مِنَ الحَنظَلِ ، إنَّهُ مَن صَبَرَ نالَ بِصَبرِهِ دَرَجَةَ الصّائمِ القائمِ ، و دَرَجَةَ الشَّهیدِ الّذی قَد ضَرَبَ بِسَیفِهِ قُدّامَ مُحمّدٍ صلى الله علیه و آله .[ثواب الأعمال : 235/1.]
امام باقر علیه السلام : من در برابر کارهایى از این غلام خود و از خانوده ام صبر مى کنم که از حنظل تلختر است؛ زیرا هر که صبر پیشه کند به واسطه صبر خود به مقام روزه گیرِ شب زنده دار و مرتبه شهیدى که در رکاب محمد صلى الله علیه و آله شمشیر زده باشد، دست مى یابد

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ساعت 6:42 توسط شنگول العلما|


آخرين مطالب
» وبلاگ دوم سخنرانی های کوتاه مذهبی (پست ثابت)
» انتقاد ابوذری یا انتقاد خوارجی و‌نوخوارجی
» انواع معترض و پاسخ به شبهات معترض
» تفاوت اغتشاش و اعتراض
» آموزش نرنجیدن
» مانع سلوک، علت ضد نظام شدن (پنج نوع نگاه به دنیا)
» چرا باران نمی بارد؟ دفع شبهه
» از من انتقاد و راهنمایی کنید
» اختلافات سطح ارزش ها یکی از انواع اختلافات خانوادگی
» مکانیسم ماشه و بررسی مرض قلبی

Design By : Pichak